دوره ی رمانتیک

 

1810 تا 1920
نهضت رمانتیک در اواخر قرن هجدهم در هنر و ادبیات و اندکی بعد هم در موسیقی در گرفت. رمانتیک ها قید و بندهای قراردادهای کلاسیک را کنار رگذاشتند.برای آنها اصالت بیشترین اهمیت را داشت. به عواطف و غرایز بها دادند و برای الهام گرفتن به طبیعت روی آوردند.
دوره ی رمانتیک دوره ی افراط و تفریط بود، و آهنگ سازان نه تنها به گذشته رجعت کردند بلکه قراردادهای کلاسیک را نفی کردند و فرم و زبان هارمونیک جسورانه تر و جدی تری را آزمودند. این سبک پیشرو بخصوص در سمفونی فانتاستیک برلیوز جلوه گری کرد (با آن روایت خارق العاده اش از تمنا و فنا)، یا سونات در B]سی[ مینور اثر فرانتس لیست  در سال 1852 که فرم یک موومانی مارپیچ وار دارد، یا هارمونی های قطعه های پیانویی بعدی او که شبه اکسپرسیونیسمی هستند (مانند ابرهای خاکستری). دوره ی رمانتیک به نوعی به دوره ی <<کشف دوباره>>ی گذشته نیز بود. در سال 1840 که مندلسون اجرای پاسیون متی اثر یوهان سباستین باخ را سازمان داد، عملاً درهای گنجینه ی بزرگی را گشود که دیگران در دهه های بعد همه جای آن را زیر و رو کردند. نه تنها موسیقی دانان و شنوندگان به اهمیت موسیقی باخ پی بردند، بلکه موسیقی دانان درصدد برآمدند موسیقی گذشته را اجرا کنند، و آهنگسازانی مانند برامس از فرم ها و مواد و مصالح موسیقی گذشته استفاده کردند.

موسیقی در خانه
اگر بخواهیم از یک ساز اسم ببریم و آن را نماد دوره ی رمانتیک بدانیم، بی تردید آن ساز پیانو است. بیشتر آهنگسازان رمانتیک نه تنها موسیقی کنسرتی برای این ساز می ساختند بلکه موسیقی برای استفاده ی آماتورها هم می ساختند. یک نشانه ی تحولات سیاسی و اجتماعی آن زمان این بود که در خانه های بیشتری سر و کله ی پیانو پیدا شده بود. تقاضا برای آثاری که بتوان در منازل اجرا کرد افزایش یافت وبسیاری از آثار ارکستری و اپرایی برای پیانو تنظیم شدند.